|
|
نقش دین درپیشرفت و توسعه کشور بسم الله الرحمن الرحيم برخی قائلند به اینکه یکی از مهمترین علل پیشرفت کم جوامع جهان سوم و فی الجمله کشورهای اسلامی ، اعتقادات دینی و نوع نگرش آنها به انسان و جهان و در واقع ایدئولوژی و جهان بینی این جوامع میباشد . بطور مثال در ارتباط با اسلام اینگونه مطرح می شود : - اسلام هدف از خلقت انسان را رسیدن به کمال بیان می کند و مهمترین مساله در این راه خودسازی است و این محقق نمیشود مگر با تلاش در جهت مبارزه با نفسانیات و انجام عبادت و سعی در ترک محرمات و انجام مستحبات ، که این موارد در واقع به نحوی باعث عدم پویایی و ترک مسائل دنیوی و رویکرد انسان به مسائل اخروی می شود و عدم توجه به دنیا و به قول معروف پشت پا زدن به دنیا به عنوان یک ارزش مقدس در اسلام معرفی می گردد که خود تاثیر زیادی در جهان بینی مسلمانان دارد . حال مگر نه این است که لازمه پیشرفت علمی اقتصادی و سیاسی ، داشتن پویایی و تلاش در زمینه مسائل دنیوی و ساخت دنیایی بهتر می باشد؟ لذا این دیدگاه مهمترین عامل درعدم توسعه و یا کندی این روند را عدم نشاط و پویایی و رخوت مردمان این جوامع در اثر نوع نگرش دینی آنها می داند. - می دانیم که جهان و بویژه غرب در نتیجه رنسانس و انقلاب علمی ، توانست گام در جهت توسعه و پیشرفت هر چه سریعتر گذارد. به این معنی که کاهش قدرت کلیسا به عنوان مرکز دینی مسیحیت و غرب و رویکرد آنها به سوکولاریسم تاثیر به سزایی درتسریع روند توسعه و پیشرفت همه جانبه غرب داشت . در واقع شرایط امروز جوامع غربی مرهون همین عامل است و این می تواند به عنوان درس بزرگ تاریخ باشد که دین در بسیاری از مواقع سدی است در مقابل علم و پیشرفت و توسعه و لذا جوامع دینی و من جمله کشورهای اسلامی ناچارند به پذیرش وتن دادن به رنسانسی دیگر در این جوامع . در پاسخ به این شبهات و موارد و مسائلی از این قبیل بایستی گفت که اولاْ اسلام نگاهی کامل به انسان و مسائل انسانی دارد و افقی باز و وسیع در مقابل دیدگان بشر قرار می دهد که ضمن توجه به دنیا و تلاش در راستای ساختن آن به آخرت نیز توجه داشته باشد که این نوع نگاه متضمن پیشرفت انسان بدون تعرض به حریم دیگران و تضییع حقوق آنها و با رعایت اخلاقیات و کرامت انسانی و در نهایت حفظ سلامت جامعه می باشد. آری در مکتب ما بارها سفارش به دوری از مادی گرایی شده است و عینیت این موضوع را در سیره بزرگان دین و امامان (ع) و بویژه در زندگی مولا علی (ع) می توان مشاهده کرد . سخن معروف مولاست که ارزش کفش پاره خود را نزد خود از ارزش دنیا بیشتر می دانند . و لیکن تلاش این امام همام در ایجاد نخیلات و باغها و سایر مسائل برهیچ کس پوشیده نیست و آن چیزی که مورد رد و نکوهش قرار می گیرد غرق شدن در مادیات است که باعث ایجاد بحرانهای اخلاقی در فرد و اجتماع شده و سبب از بین رفتن فضائل انسانی می گردد به نحوی که انسان حاضر است در جهت رسیدن به اهداف مادی خود دست به هر کاری بزند.نکته دیگر اینکه بزرگان دین و بویژه پیامبر اسلام (ص) نیز به علم آموزی تاکید زیادی نموده اند و حدیثی معروفی از ایشان نقل شده که می فرمایند : علم را بیاموزید ولو در چین باشد . و آن حضرت با کسانی که فقط به عبادت مشغول شده و به قول معروف تارک دنیا می شدند با شدید ترین نوع برخورد می کردند . اسلام به حقیقت تاکید بسیار زیادی به پیشرفت مادی انسانها دارد که در تایید این مورد صدها مقاله می توان نوشت و در این جهت همین بس که اسلام کسی را که در راه تامین معاش زندگی و آسایش خود و خانواده کشته شود و یا بمیرد ، شهید می داند و ما می دانیم که در جه شهادت از درجاتی است که اهل بهشت به آن غبطه می خورند . پس ظلم است که اسلام و دین را بی توجه به مسائل مادی و عامل بازدارنده از پیشرفت و توسعه مادی بدانیم . دوماْ: شکی در این نیست که وقوع رنسانس در غرب گامی بلند در جهت دستیابی جهان به پیشرفتهای فراوان بود لیکن در کالبد شکافی و ریشه یابی این مساله در می یابیم که مسیحیت و دین در آن زمان وسیله ای در دست افراد خاصی برای رسیدن به اهداف و حفظ و افزایش قدرت آنها بود و بدین منظور مسیحیت مورد تحریفات زیادی قرار گرفت و کلیسا از هر گونه حرکت علمی ، اجتماعی و یا سیاسی که احساس می کرد که به منافع آن لطمه وارد می نماید به اسم دین با آن مخالفت کرده و آنرا منکوب می نمود به نحوی که دنیا شاهد این بود که اندیشمندان و چهره های بزرگ علمی جهان آنروز به فرمان صاحب منصبان کلیسا و به جرم مخالفت با دین و یا به دلایل واهی دیگر به آتش غضب آنان می سوختند و یا مجبور به توبه و کتمان حقایق می گشتند. لذا در چنین شرایطی و در حالیکه در حقیقت دین تحریف شده ، سدی در مقابل علم و پیشرفت بود رنسانس توانست نجات بخش جهان گردد.اما نباید این تجربه تلخ را به همه جوامع ، تفکرات ، ادیان و حکومتها نسبت داد . اسلام خود مخالف این گونه نگرش محدود به امور انسانی و مادی است و خود داعیه آزادی و علم آموزی را دارد.مویّد این بیان این است که با آمدن اسلام و گسترش آن در بین جوامع ، جهان شاهد افزایش دانشمندان و گسترش علوم بود و امروزه هیچ کس منکر خدمات شایان علمی مسلمین به جهان نیست و غرب به تقلید از جوامع اسلامی و در ادامه پیشرفتها و اکتشافات دانشمندان مسلمان توانست که به این حد از توسعه علمی نائل آید.
پس مشکل اصلی کجاست و علت عقب ماندن ما از غرب چیست ؟
برای رسیدن به پاسخی درست بایستی پژوهشهای دقیقی صورت پذیرد و مشکلات و موانع شناسایی گردد. اما چیزی که مشخص است این است که تا آن زمانی که مسلمین و جوامع اسلامی خود قدرتمند بوده و زیر سیطره دیگران نبودند ، توانستند به پیشرفتهای زیادی نائل شوند و بلاد مسلمین به عنوان مراکز علمی جهان معروف بودند . لیکن به دلیل وقوع جنگهای داخلی و به قدرت رسیدن حاکمان ناصالح و بی کفایت و در نتیجه نفوذ صدها ساله استعمارگران دراین سرزمین ها و به استضعاف کشیده شدن این کشورها و بسیاری از علل دیگر، این مشکلات ایجاد گردید. در زمان استعمار نیز می توانیم نقش دین و عالمان دینی را بخوبی ببینیم .مگر نه این است که بسیاری از علما و بزرگان دینی ما همیشه ندای مبارزه با استعمار و بیداری و هوشیاری مسلمین را سرداده اند از جمله ایت الله میرزای شیرازی ، سیدجمال الدین اسد آبادی ، شیخ فضل الله نوری ، ایت الله مدرس ، که همگی نمونه هایی از علمای دینی سده های اخیر می باشند که در جهت بیداری مردم و دولتها تلاش کردند . نمونه بارز دوران اخیر هم امام خمینی (ره) می باشد که همیشه برعدم تمکین قدرت های بزرگ که به دنبال منافع خود هستند، از سوی ملتها و دولتها و تلاش روز افزون برای دستیابی به پیشرفت همه جانبه تاکید داشتند. خوب که بنگریم می بینیم هنوز آثار استعمار در فرهنگ ، اجتماع و زندگی بسیاری از مردم کشورهای اسلامی وجود دارد . بایستی مردم یک مستعمره انسانهایی مصرف گرا ، بی جنب و جوش ، و در یک کلام ساکن و عقب مانده بوده و بجای سازنده ، خریدار و مصرف کننده کالاهای دولت های ذی نفع باشند.و این خود عامل مهمی در مقابل توسعه می باشد. لذا می بایست در اولین قدم برای توسعه و پیشرفت فرهنگ کار و تلاش را در جامعه ایجاد و گسترش داد و نیز انحرافاتی را که در دین ایجاد شده و به سبب آن توجه به دنیا و مادیات را نکوهش می کند که نمونه بارز آن صوفی گری است ، با تبیین اسلام و شیوه های مناسب، بطور کامل از جامعه زدود . با انصاف که بنگریم اینک به برکت انقلاب اسلامی و با تلاشهای مسئولین و به ویژه مقام معظم رهبری و با تاکیدات ایشان و سیاست گذاری خوبی که انجام شده است و نیز با کمک و همراهی مردم ، امروز ایران به عنوان یک کشور اسلامی با سرعت بیشتر از گذشته راه توسعه و پیشرفت را می پیماید و هر روز ما شاهد موفقیت های چشم گیر دانشمندان ایرانی هستیم که بایستی با جهت گیری و سیاستگذاری مناسب این روند سرعت بیشتری به خود گرفته و ما شاهد ایرانی پیشرفته واسلامی باشیم . سایر ملل اسلامی نیز بایستی با حفظ وحدت و تقیّد هر چه بیشتر به اسلام ناب محمدی (ص) گام های بلندی در این مسیر برداشته و با پیشرفت و توسعه همراه با دینداری به جهانیان ثابت کنیم که اسلام متضمن سعادت بشر است. و این در حالی است که علم بدون تهذیب و توسعه بدون دینداری خود باعث ایجاد فجایعی می گردد که گاهی جبران ناپذیر است ودر بررسی تاریخ نمونه های زیادی از آن را می توان دید. فی المثل فاجعه بمباران اتمی هیروشیما و نظایر آن و ظلم وستم و کشتار مردم بی گناه کشورها به بهانه های واهی و به دلیل دستیابی به منابع و بازارهای جدید از سوی قدرت های جهانی با استفاده از تسلیحات و جنگ افزارهای پیشرفته و هزاران مورد دیگر خود گواهی است بر دستیابی به توسعه و پیشرفت بدون توجه به دین الهی و اخلاقیات که این ثابت می کند که سوکولاریزم و دین زدایی به هیچ عنوان تضمین کننده سعادت بشر نیست .
نوشته شده توسط nt | لینک ثابت | موضوع: |
|
|